حزب راستگرای «جایگزینی برای آلمان» (AfD) با کسب ۴۳.۸ درصد آرا در انتخابات اخیر ایالت زاکسن-آنهالت، موفق شده است تا نمایشی قابلتوجه را در مقایسه با پنج سال گذشته ارائه دهد. این نتیجه نه تنها نشاندهندهٔ افزایش محبوبیت این حزب در میان رایدهندگان است، بلکه به نوعی زنگ خطر را برای دموکراسی آلمان به صدا درآورده است.
پیامدهای پیروزی AfD
با توجه به این که AfD با اختلاف سه صندلی از کسب اکثریت در پارلمان ایالتی باز مانده، این پیروزی نخستین بار از زمان جنگ جهانی دوم است که یک حزب راستگرای افراطی به چنین موفقیتی دست مییابد. در صورتی که AfD بتواند دولت ایالتی را تشکیل دهد، سرکردهٔ این حزب، اولریش زیگموند، وعده داده است که برنامهای برای بازگشت مهاجران و اخراج آنها، ممنوعیت استفاده از پرچمهای رنگین کمانی در مدارس و متوقف کردن ساخت نیروگاههای بادی را آغاز کند.
واکنشها به این پیروزی
این تغییرات در فضای سیاسی آلمان نه تنها موجب نگرانی بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران شده بلکه باعث بروز بحثهای داغی در میان مردم نیز گردیده است. برخی از شهروندان آلمانی بر این باورند که تاریخ باید درسهایی را به ما بیاموزد و تکرار اشتباهات گذشته، نتیجهای جز ناامیدی نخواهد داشت. در واقع، ظهور دوبارهٔ احزاب راستگرای افراطی در اروپا، به چالشی جدی برای ارزشهای دموکراتیک و انسانی تبدیل شده است.
آلمان، کشوری با تاریخ پرفراز و نشیب، اکنون در آستانهٔ انتخابهای سختی قرار دارد. بسیاری بر این باورند که پیروزی AfD میتواند زمینهساز تغییرات عمدهای در سیاستهای داخلی و خارجی این کشور باشد. در حالی که برخی از حامیان این حزب بر لزوم بازنگری در سیاستهای مهاجرتی و اقتصادی تاکید دارند، منتقدان آن را نشانهای از افول اخلاقیات سیاسی میدانند.
در این میان، سیاسیون و کارشناسان اجتماعی در تلاشند تا راهکارهایی برای مقابله با این پدیدهٔ نگرانکننده ارائه دهند و از بروز مجدد بحرانهای گذشته جلوگیری کنند. با این حال، سوال اصلی این است: آیا آلمان میتواند از تاریخ درس بگیرد یا اینکه باید شاهد تکرار آن باشد؟



