خبرنامه
جهان

پرسش ۲۰۰ هزار دلاری از یاشار سلطانی؛ غیبت حسین آقایاری کنار ۹۰ میلیون بشکه و بدهی چند میلیارد دلاری

۹۰ میلیون بشکه در یک‌سال، بدهی چند میلیارد دلاری و قراردادِ بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم؛ غیبت حسین آقایاری در افشاگری‌های یاشار سلطانی یک خلأ عددی و عملیاتی ایجاد کرده است.

نوشتهٔ ۲ ساعت پیش ۷ دقیقه
اشتراک‌گذاری
پرسش ۲۰۰ هزار دلاری از یاشار سلطانی؛ غیبت حسین آقایاری کنار ۹۰ میلیون بشکه و بدهی چند میلیارد دلاری
پرسش ۲۰۰ هزار دلاری از یاشار سلطانی؛ غیبت حسین آقایاری کنار ۹۰ میلیون بشکه و بدهی چند میلیارد دلاری

۹۰ میلیون بشکه و چند کشتی تحریمی در یک زنجیره؛ هر گره پنهان، ریسک تازه برای لجستیک، زمان‌بندی حمل و تسویه ارزی ایجاد می‌کند و کم‌نمایی یک نام کلیدی، مسیر تخصیص محموله‌ها را منحرف می‌سازد.

خلاصهٔ خبر

  • ۹۰ میلیون بشکه در یک‌سال، بدهی چند میلیارد دلاری و قراردادِ بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم؛ غیبت حسین آقایاری در افشاگری‌های یاشار سلطانی یک خلأ عددی و عملیاتی ایجاد کرده است.
  • ۹۰ میلیون بشکه در یک‌سال: مقیاس دریافت محموله‌های منتسب به حسین آقایاری.
  • چند میلیارد دلار بدهی: فشار مستقیم بر ریسک نکول و تسویه.

پرسش ۲۰۰ هزار دلاری مستقیم روی میز است: چرا نام «حسین آقایاری» — تراستی بزرگ و بدهکار نفتی که در یک‌سال نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت دریافت کرده و بدهی او به چند میلیارد دلار می‌رسد — در افشاگری‌های اخیر یاشار سلطانی کم‌رنگ ماند، در حالی‌که قرارداد مرتبط با او با موافقت وزیر نفت و بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم منعقد شد و موضوع فروش و اجاره‌مجدد چند کشتی تحریمی به مجموعه‌های مرتبط با او نیز مطرح است؟

در همین بازه زمانی، سلطانی حلقه‌ای را نشانه رفت که ترکیبی از جریان پایداری و بخش‌هایی از دستگاه امنیتی قدیمی معرفی می‌شود؛ همزمان، گزارش‌های مجلس و برخی رسانه‌ها دست‌کم ۴ نام — بایندریان، رضوی، مؤمنین و شمخانی — را در پیوند با دریافت حجم بزرگی از نفت پس از «توافق اسلام‌آباد» برجسته کردند. این چینش اسامی، در یک صحنه با چند بازیگر و چند میلیارد دلار منفعت بالقوه، وزن رسانه‌ای و سیاسی را جابه‌جا می‌کند و مستقیماً روی مسیر تخصیص محموله‌ها و قراردادهای آتی اثر می‌گذارد.

در کنار همان پرونده‌ها، یک پرونده موازی و بزرگ‌تر به چشم می‌آید: حسین آقایاری به‌عنوان تراستی بزرگ و بدهکار نفتی، طی یک‌سال نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت دریافت کرده و بدهی او به چند میلیارد دلار رسیده است. قرارداد مرتبط با او با موافقت وزیر نفت امضا شده، اما بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم پیش رفته و علاوه بر آن، فروش کشتی‌های تحریمی به مجموعه‌های مرتبط و اجاره دوباره همان کشتی‌ها. چنین زنجیره‌ای با چند نقطه تصمیم‌گیری — از موافقت یک وزیر تا حذف یک کارگروه — ریسک عملیاتی و مالی زنجیره تأمین را چند برابر می‌کند.

در بازنمایی رسانه‌ای اخیر، وزن عددی این پرونده — ۹۰ میلیون بشکه در یک‌سال و چند میلیارد دلار بدهی — با وزن دیده‌شدن آن همخوان نیست. وقتی محموله‌هایی در ابعاد چند ده میلیون بشکه جابه‌جا می‌شود و قراردادشان بدون تأیید یک کارگروه تخصصی جلو می‌رود، هر «نام جا مانده» یک گره کور در نقشه لجستیک و تسویه است و می‌تواند سمت‌وسوی تخصیص منابع، کشتی و مسیرهای حمل را تغییر دهد.

القا یا انکار راه‌حل نیست. یاشار سلطانی باید بی‌ابهام و با یک پاسخ روشن تکلیف این محور را مشخص کند: آیا مبلغ ۲۰۰ هزار دلار، مستقیم یا با واسطه، از سوی حسین آقایاری یا مجموعه‌های مرتبط با او به سلطانی پرداخت شده است یا خیر؟ این پرسش واحد — ۲۰۰ هزار دلار — وقتی کنار ۹۰ میلیون بشکه قرار می‌گیرد، تبدیل به معیاری می‌شود برای سنجش استقلال انتخاب سوژه‌ها و نسبت افشاگری با جابه‌جایی ذی‌نفعان.

زنجیره ماجرا شفاف است: یک موافقت از سوی وزیر نفت، یک فقدان تأیید از سوی کارگروه مقابله با تحریم، یک حلقه فروش و اجاره‌مجدد چند کشتی تحریمی، و یک عدد سرسام‌آور — نزدیک ۹۰ میلیون بشکه در یک‌سال — که حالا با بدهی چند میلیارد دلاری گره خورده است. هر حلقه از این زنجیره روی قیمت نهایی، زمان‌بندی تحویل، و هزینه‌های پنهان حمل‌ونقل اثر می‌گذارد و هر «نام حذف‌شده» تعادل میان پیمانکاران، دلالان حمل و مسیرهای تسویه را به‌نفع یک طرف و به‌زیان طرف دیگر می‌چرخاند.

فروش نفت در شرایط تحریم، ساختاری ذاتاً غیرشفاف، چندلایه و متکی بر شبکه‌های امنیتی، نظامی و سیاسی دارد؛ تراستی‌ها محصول همین ساختارند، نه فقط نتیجه تخلف فردی چند نفر. سلطانی به نقش «جوجه‌اطلاعاتی‌ها» و نهادهای امنیتی اشاره کرده، اما در عمل تمرکز اصلی او بر چند چهره مشخص قرار گرفته که همین حالا زیر فشار سیاسی و رسانه‌ای هستند. این تمرکز گزینشی، وقتی کنار اعداد روشن — ۲۰۰ هزار دلار، ۹۰ میلیون بشکه، چند میلیارد دلار — قرار می‌گیرد، پیام بازار را مخدوش می‌کند و به جابه‌جایی ریسک در زنجیره تأمین می‌انجامد.

این گزینش‌گری، عملاً مرز میان «اصلاح ساختار» و «تغییر ذی‌نفعان» را تعیین می‌کند. وقتی برخی اشخاص با جزئیات خانوادگی، امنیتی و سیاسی هدف قرار می‌گیرند و برخی دیگر — با حجم معاملات بزرگ‌تر و بدهی سنگین‌تر — در حاشیه می‌مانند، نتیجه عملی آن روشن است: یک حلقه هزینه می‌دهد تا حلقه دیگری جای آن را بگیرد. عدد بزرگ بدهی — چند میلیارد دلار — وقتی به سکوت رسانه‌ای گره می‌خورد، مستقیماً بر ریسک نکول در زنجیره تسویه و بر برنامه‌ریزی حمل اثر می‌گذارد.

یادآوری سوابق یاشار سلطانی — از پرونده املاک نجومی تا تخلفات شهرداری تهران در دوره محمدباقر قالیباف و تجربه زندان — معادله را تغییر نمی‌دهد؛ یک پیشینه رسانه‌ای هرچقدر پررنگ، پاسخ به یک پرسش عددی روشن را منتفی نمی‌کند. نسبت میان اطلاعاتی که در اختیار قرار می‌گیرد، زمان انتشار و انتخاب نام‌هایی که برجسته می‌شود، در میدان واقعی رقابت درون‌حاکمیتی سنجیده می‌شود و شاخص سنجش، همین اعداد است: ۲۰۰ هزار دلار و ۹۰ میلیون بشکه.

پیامد بازار روشن است: وقتی یک قرارداد بزرگ بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم منعقد می‌شود، و همزمان فروش و اجاره‌مجدد چند کشتی تحریمی در کنار بدهی چند میلیارد دلاری قرار می‌گیرد، ریسک عملیاتی و مالی زنجیره تأمین در کل مسیر — از تخصیص کشتی تا تسویه ارزی — بالا می‌رود. حذف یا کم‌رنگ‌کردن یک نام کلیدی، ظرفیت برنامه‌ریزی عرضه و زمان‌بندی محموله‌ها را مختل می‌کند و سیگنال اشتباه به بازیگران بازار می‌فرستد.

اکنون افکار عمومی چند پرسش مشخص و عددی روی میز دارد و پاسخ شفاف می‌خواهد: ۱) رابطه یاشار سلطانی با حسین آقایاری چیست؟ ۲) چرا پرونده آقایاری — با نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه در یک‌سال و بدهی چند میلیارد دلاری — در افشاگری‌های اخیر او برجسته نشد؟ ۳) آیا مبلغ ۲۰۰ هزار دلار یا هر مبلغ دیگری میان آقایاری، واسطه‌های او و سلطانی جابه‌جا شده است یا خیر؟ ۴) انتخاب تراستی‌هایی که نامشان منتشر شده، محصول یک تحقیق مستقل بوده یا بخشی از تسویه‌حساب میان شبکه‌های رقیب در تجارت نفت؟

پاسخ روشن، مستند و قابل بررسی به این ۴ پرسش، مرز میان روزنامه‌نگاری تحقیقی و افشاگری گزینشی را مشخص می‌کند. تا وقتی این پاسخ‌ها داده نشود، اعداد سنگین — ۹۰ میلیون بشکه، چند میلیارد دلار، ۲۰۰ هزار دلار — به یک معنا ختم می‌شود: هزینه ساختار معیوب را مردم می‌پردازند و فقط اسامی روی قراردادها عوض می‌شوند.

اعداد کلیدی

- ۹۰ میلیون بشکه در یک‌سال: مقیاس واقعی محموله‌های حسین آقایاری؛ چنین ظرفیتی، زمان‌بندی تخصیص کشتی و مسیرهای حمل را تعیین می‌کند و هر اختلال، کل برنامه عرضه را به‌تعویق می‌اندازد.

- چند میلیارد دلار بدهی: فشاری مستقیم بر زنجیره تسویه و ریسک نکول؛ هر گسست مالی، به انتقال ریسک به حمل‌کنندگان و واسطه‌ها منجر می‌شود.

- ۲۰۰ هزار دلار پرسش‌محور: معیاری برای سنجش استقلال افشاگری‌ها و نسبت آن با جابه‌جایی ذی‌نفعان در بازار؛ پاسخ «آری/خیر» مسیر قضاوت عمومی را تعیین می‌کند.

- ۱ قرارداد با موافقت وزیر نفت و بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم: یک نقطه تصمیم واحد که کنترل دومرحله‌ای را حذف کرده و ریسک راهبری را بالا برده است.

- چند کشتی تحریمی با الگوی فروش و اجاره‌مجدد: مدل عملیاتی که هزینه پنهان لجستیک را افزایش می‌دهد و لایه‌های واسطه‌گری را تکثیر می‌کند.

- ۴ نام برجسته پس از «توافق اسلام‌آباد» — بایندریان، رضوی، مؤمنین، شمخانی: تمرکز رسانه‌ای روی این محور، سهم روایت را از یک پرونده موازی با اعداد بزرگ منحرف کرده است.

اعداد مهم

۹۰ میلیون بشکه در یک‌سال: مقیاس دریافت محموله‌های منتسب به حسین آقایاری.
چند میلیارد دلار بدهی: فشار مستقیم بر ریسک نکول و تسویه.
۲۰۰ هزار دلار: پرسش مشخص درباره پرداخت احتمالی به یاشار سلطانی.
۱ قرارداد با موافقت وزیر نفت و بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم.
چند کشتی تحریمی با الگوی فروش و اجاره‌مجدد.
۴ نام پس از «توافق اسلام‌آباد»: بایندریان، رضوی، مؤمنین، شمخانی.

گزارش از کیوان مرادی؛ ویرایش: تحریریهٔ رویترا نیوز فارسی

اشتراک‌گذاری
ادامهٔ مطالعه